امام صادق(ع)-شهادت

حسرت گرفته باز حصار مدینه را

غم تیره کرده است دیار مدینه را

آثار حزن فاطمه و غربت علی

پُر کرده است گوشه کنار مدینه را

در کوچه های شهر چو ماه علی گرفت

رنگی دگر نماند عذار مدینه را

داغ عزای حضرت صادق فکنده باز

با اشک و آه ما سر و کار مدینه را

تا خاک ریختند بر اندام آن امام

کردند دفن دار و ندار مدینه را

گویا فشانده اند بر آن قبر بی چراغ

غم های بی نشانه مزار مدینه را

می گریم از مصیبت جانسوز او مگر

بر دیده ام زنند غبار مدینه را

در خلوت بقیع به جز اشک مهدی اش

شمعی کجا بود شب تار مدینه را

من جان نثار مکتب اویم مؤیدم

دارم از او امید جواز مدینه را

شاعر: سید رضا مؤید

شهادت حضرت امام صادق تسلیت باد .

امام صادق(ع)-شهادت

دلم هواى بقیع دارد و غم صادق

عزا گرفته دل من ز ماتم صادق

دوباره بیرق مشکى به دست دل گیرم

زنم به سینه که آمد محرم صادق

سلام من به بقیع و به تربت صادق

سلام من به مدینه به غربت صادق

سلام من به مدینه به آستان بقیع

سلام من به بقیع و کبوتران بقیع

سلام من به مزار معطّر صادق

که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع

سلام من به ششم ماه فاطمىّ بقیع

سلام من به گل یاس هاشمىّ بقیع

ز غربتش چه بگویم که سینه ‏ها خون است

براى صادق زهرا مدینه محزون است

دلم دوباره به یاد رئیس مذهب سوخت

که ذکر غربت لیلى حدیث مجنون است

همانکه غربتش از قبر خاکى ‏اش پیداست

امام صادق شیعه سلاله ی زهراست

ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد

هدف به تیر جسارت امام صادق شد

همان که فاطمه را بین کوچه زد گویا

ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد

امام پیر و کهنسال شیعه را کشتند

امان که روح سبکبال شیعه را کشتند

براى فاطمه از بى کسى سخن مى ‏گفت

براى مادرش از غربت وطن مى ‏گفت

بخاک حجره‏اش از سوز سینه مى‏ غلطید

پسر به مادر خود از کتک زدن مى ‏گفت

از آن شبى که زد او را ز کینه اِبْن‏ ربیع

دوانده در پی ‏اش اندر مدینه ابن ‏ربیع

فضاى شهر مدینه بیاد او تار است

هنوز سینه آن پیر عشق خونبار است

هنور می کشد او را عدو به دنبالش

هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است

هنوز تلخى کامش به حسرت شهدى است

هنوز چشم دلش به رسیدن مهدى است

شاعر :سیر محمد میر هاشمی 

یا صادق آل محمد (س)

            مصیبت امام صادق (ع )

آن طایر بهشتی تنها در آشیانه
 چون شمع در دل شب می سوخت عاشقانه
سوزش شرار سینه ذکرش ترانه دل
آهش به اوج افلاک اشکش برخ روانه
کی دایده زاهدی را وقت عبادت شب
با دست بسته دشمن بیرون برد ز خانه
او با کهولت سن با قامت خمیده  
این با قساوت قلب در دست تازیانه
کاهیده بد تن او کز بهر کشتن او
منصور لحظه لحظه بگرفت از او بهانه
آن زادۀ پیمبر ارثیه ا ش زحیدر
این بود کز سرایش آتش کشد زبانه
هر چند خانه اش سوخت از دود و شعله افروخت
دیگر نخورد یارش سیلی در آستانه
آوخ که کشت منصور او را به زهر و انگور
دردا که گشت خاموش آن گریۀ شبانه
هفتاد سال عمرش  هفتاد سال غم بود
هر لحظه دید بیداد از فتنۀ زمانه
آن عزت رفیعش آن غربت بقیعش
جز تل خاک نبود از قبر او نشانه
   

یا جعفر ابن محمد (ع)

 

 مانند مادر صبر کردم

داغ‌ها دیدم ز اولاد پیمبر صبر کردم

ظلم‌ها دیدم ز منصور ستمگر صبر کردم

خصم در کاشانه‌ام افروخت آذر صبر کردم

مثل بابایم علی مانند مادر صبر کردم

حبس شد در سینۀ سوزان شرار آتشینم

من ششم مولای خلق اولین و آخرینم

 

 


ادامه نوشته

یا صادق آل محمد (ع)

 

السلام علیک یا صادق آل پیمبر (ص)

 

دارم براي رنگِ تنت گريه ميكنم

پايِ نفس نفس زدنت گريه ميكنم

 

باور كنيم حرمت تو مستدام بود؟

يا بردن تو بردنِ با احترام بود؟

 

باور كنيم شأن تورا رَد نكرده است؟

اين بد دهانِ شهر به تو بد نكرده است؟

 

گرد و غبار، روي تو اي يار ريختند

روي سر ِتو از در و ديوار ريختند

 

هرچند بين كوچه تنت را كشيد و بُرد

دستِ كسي به رويِ زن و بچه ات نخورد

 

باران تير و نيزه نصيب تنت نشد

دست كسي مزاحم پيراهنت نشد

 

اين سينه ات مكان نشست كسي نشد

ديگر سر تو دست به دست كسي نشد

 

(علي اكبر لطيفيان)

 

شهادت حضرت امام صادق (ع) تسلیت باد

 

مدح و مصیبت امام صادق (ع)

چه ظلم‌ها که به اولاد مصطفی کردند

خدا گواست به آل علی جفا کردند

گلوی تشنه بریدند از حسینش سر

سر مقدس او را به نیزه‌ها کردند

امام چارم ما را به شام آوردند

میان خلق ورا خارجی صدا کردند

امام پنجم ما را به زهر کین کشتند

بسا ستم که به آن حجت خدا کردند

به بیت حضرت صادق هجوم آوردند

قیامتی دگر از این ستم به پا کردند

سر برهنه دل شب ز خانه‌اش بردند

چه ظلم‌ها که به آن نجل مصطفا کردند

 

 

ادامه نوشته