دوباره زینب کبری و کربلا ای داد
السلام علیک یا ابا عبدالله (ع)
دلا بسوز دوباره که اربعین آمد
به سوی کرببلا خواهری حزین آمد
برای عرض ارادت به شاه دین امد
ولی بدون رقیه و دل غمین آمد
دوباره زینب کبری و کربلا ای داد
دوباره شعله ی آتش و خیمه ها ای داد
دوباره روضه ی حر ،حر سالک و نادم
دوباره روضه ی اطفال آب و نان لازم
دوباره بی کسی و غربت بنی هاشم
دوباره روضه ی عون و محمد و قاسم
دوباره کرببلا همچو محشر کبری ست
صدای ناله ی زینب به آسمان برخاست
دوباره روضه ی مکشوف غنچه ی پرپر
کمان حرمله و روضه های تیر سه پر
دوباره روضه ی داغ علی ٍ اصغر
قماط خونی طفل و خجل پدر مادر
شراره زد به دل زار عمه جان ای وای
امان زقلب عزادار عمه جان ای وای
دوباره موعد مرثیه های لیلا شد
زمان روضه ی سنگین پور زهرا شد
همان جوان عزیزی که عشق بابا شد
میان معرکه افتاد واربا اربا شد
"بلند مرتبه شاهی ز صدر زین افتاد"
پدر کنار پسر نیز بر زمین افتاد
دوباره روضه ی ناب و دوباره مشک عمو
دوباره حال خراب و دوباره مشک عمو
دوباره طفل رباب و دوباره مشک عمو
دوباره وعده ی آب و دوباره مشک عمو
همین که ناله ی محزون یا اخا پیچید
صدای گریه ی طفلان به خیمه ها پیچید
دوباره روضه ی تلخ وداع عاشورا
دوباره روضه ی تلخ غروب کرببلا
دوباره روضه ی جانسوز زینب کبری
دوباره روضه ی گودال و آه و واویلا
دوباره روضه ی مقتل دوباره روضه ی خون
دوباره مرثیه خواندن به رسم عشق و جنون
صدای گریه ی زینب صدای خنده ی شمر
صدای قهقهه های بد و زننده ی شمر
صدای گام بلند و بسی دونده ی شمر
صدای دشنه همان خنجر برنده ی شمر
زگوشه گوشه ی گودال به گوش می آید
و مادری که دوباره به هوش می آید
به ناله و به جزع سینه می کَنَد از نو
و سینه می کَنَد و گریه می کُنَد از نو
و گریه می کند و لطمه می زند از نو
و لطمه می زند از حال می رود از نو
چرا که داغ پسر دیده است و حق دارد
به سینه تیر ۳ پر دیده است و حق دارد
من ز دربار حسین ابن علی ماهانه دارم